بلأخره نفهمیدیم این Präteritum چیه؟
جواب سادش اینه که: همون پرفکته! با نگاه به تاریخ انسان، میبینیم که «نوشتن» همیشه کار سختی بوده و تا همین یکی-دو نسل قبل هم نمیشد ادعا کرد که تقریباً همۀ انسانها توانایی خواندن و نوشتن دارند. از گذشتههای خیلی دور که انسان برای انتقال پیامهای نوشتاری، با میخ روی دیوار غارها مینوشته بگیر تا بعد که با نوک پَر یک پرنده روی پوست فراوری شدۀ گاو، تا بعد که با زحمت فراوان، لایه-لایه چوب را برش دادند تا به کاغذ رسیدند تا همین چند قرن گذشته که چاپ سنگی اختراع شد و باید برای چاپ یک صفحه از یک کتاب، تک-تک حروف آن صفحه را روی سنگ میتراشیدند و در جوهر میزدند تا مثل یک مُهر روی کاغذ ثبت کنند تا همین الآن که تکنولوژی ما را تقریباً از نوشتن رها کرده، باز هم نوشتن، کاری پر زحمت و سخت است.
خب، همۀ اینها چه ربطی به Präteritum دارند؟ واقعیت اینه که زمان گذشته، نزدیک به 40درصد از تمام جملاتی که انسانها در طول روز مینویسن یا از زبانشون درمیاد رو شامل میشه (منابع 1 و 2). این عدد، بسیار بزرگتر از اون چیزیه که ما فک میکنیم. یعنی نزدیک به نصف چیزهایی که داریم در طول روز به دیگران میگیم، یا گذشتن، یا یه ربطی به گذشته دارن؛ پس گذشته (Vergangenheit) بخش بزرگی از جملات رو شامل میشه و حالا برای نوشتار که با این همه زحمت انجام میشده و میشه، این بخش بزرگ، نباید خیلی «جا» بگیره و طولانی بشه. اینجا بوده که Präteritum بهوجود اومده: نسخهای فشرده و سادهشده از Perfekt که مخصوص کار برای نوشتاره. به همین خاطر هم من سر کلاسا اسمش رو میذارم «گذشتۀ نوشتاری».
حالا بیراه نیست اگر ادعا کنیم که Präteritum و Perfekt از لحاظ معنایی و مفهومی، هیچ تفاوتی باهم ندارند؛ چراکه Präteritum زاده و فشردهشده از پرفکته. تنها تفاوت بزرگ اونها توی کاربردشونه که نسخۀ کوتاه و فشرده بیشتر توی نوشتار و نسخۀ اصلی (Perfekt) بیشتر توی گفتار استفاده میشه.
تفاوت ظاهری Präteritum و Perfekt
در مطلب قبلی (بررسی آیندۀ ساده و آیندۀ کامل در زبان آلمانی) باهم مرور کردیم که:
⇩ دقت کنیم
اساساً در هر زبانی، زمانی که فعلی صرف میشه، «من میرم، تو میری، اون میره و…» این یعنی اون فعل توسط کسی (من، تو، او و…) در حال انجام شدن و استفاده شدنه. بنابراین، زمانی که ما اینجا به این نتیجه رسیدیم که حتی اگر با اشاره به آینده (با کمک یک قید)، فعل صرف شده، این یعنی که فعل صددرصد یا درحال اتفاق افتادنه یا حتماً اتفاق میوفته.
یعنی هر زمان فاعل درحال انجام فعلی نیست، اجازه نداریم اون فعل رو براش صرف کنیم و باید از یک فعل دیگه اصطلاحاً کمک بگیریم. در مورد گذشته هم همین نکته صادقه. وقتی از گذشته صحبت میکنیم، درحال انجام فعل/کار نیستیم و بنابراین نیازمند فعل کمکی هستیم که برای Perfekt از haben یا در مواردی که فاعل با انجام فعل جابهجا میشه از sein کمک میگیریم.
Ich habe heute meine Aufgaben gemacht.
من امروز تکالیفم رو انجام دادم.
Ich bin vor einem Monat umgezogen.
من یه ماه پیش اسبابکشی کردم.
حالا در Präteritum برای کاهش فضای اشغالشدۀ جمله در نوشتار، دست به ایجاد تغییراتی زدیم: 1- فعل کمکی رو حذف کردیم و 2- نشونۀ گذشته بودن فعل (ge) رو هم برداشتیم. اینطوری فقط همون فعل اصلی توی جمله باقی مونده که لاجرم باید برگرده کنار فاعل و صرف بشه. اما حالا سوالی که پیش میاد اینه که با حذف نشونۀ گذشته بودن (ge) از ابتدای ظاهر فعل، چطور نشون بدیم که جملۀ ما گذشتس؟ جوابتون توی t انتهای فعله! افعال باقاعده در گذشته، برای اثبات باقاعدگی، همگی یک t در انتهای ریشۀ فعل میگیرند. حتی اگر فعل کمکی و ge هم نباشند، آن t نشاندهندۀ گذشته بودن فعل است.
Ich habe heute meine Aufgaben gemacht.
➥ Ich machte heute meine Aufgaben.
Ich habe ein neues Heft gekauft.
➥ Ich kaufte ein neues Hemd.
Wir haben eine kleine Wohnung gemietet.
➥ Wir mieteten eine kleine Wohnung.
شاید یک t بهتنهایی نمایندهای کافی برای نشان دادن گذشته بودن جمله، مخصوصاً در تلفظ و گفتار نباشد و احتمال گم شدن یا نشنیدن آن در تلفظ بالا باشد و اصلاً به همین خاطر است که با وجود این t، ما یک نشانۀ بزرگ دیگر مانند ge هم برای اثبات گذشته شدن فعل داریم اما در نوشتار، وجود آن دیده شده و کاملاً مشخص است و نگرانی از بابت نشنیدن آن نداریم.
بازی بیقاعدهها در گذشته
با پذیرش t به عنوان نماد باقاعدگی در گذشته (Perfekt – و علاوه بر آن نماد گذشته بودن در Präteritum)، میتوانیم به این نتیجه برسیم که در افعال بیقاعده که درصد بسیار کمی از کل فعلها را شامل شده اما بهدلیل پرکاربرد بودن پرتعداد بهنظر میرسند، از این t خبری نیست.
Ich habe noch nicht die Hände gewaschen.
من هنوز دستا رو نشُستم.
Hast du das T-Shirt getragen?
اون تی-شِرته رو پوشیدی؟
مسلماً با حذف t از انتهای Partizip II (همان ظاهری از فعل با ge که در گذشتۀ Perfekt) استفاده میشود، en به انتهای فعل برمیگردد اما برای Präteritum که وجود t تنها راه اثبات گذشته بودن بود چطور؟ در Präteritum افعال بیقاعده، بالاجبار و در نبود t باید سراغ بهوجود آوردن یک تفاوت ظاهری در فعل برویم تا با این تفاوت ظاهری گذشته بودن را ثابت کنیم؛ پس در Präteritum افعال بیقاعده، اغلب، اولین حرف صدادار دچار تغییر میشود و این تغییر ظاهری برای ما، اثبات گذشته بودن است.
Du hast deine Mutter angerufen.
➥ Du riefst deine Mutter an.
Sie haben mir den Laptop gegeben.
➥ Sie gaben mir den Laptop.
چند نکتۀ مهم
❶ صرف اول شخص (ich) و سوم شخص (er/sie/es) مفرد در Präteritum برابر است.
Ich machte eine Party.
Er machtet eine Party.
❷ این برابری صرف افعال ich و er/sie/es در افعال بیقاعده هم وجود دارد، با این تفاوت که دیگر از e در انتهای صرف هم خبری نیست.
Ich gabe dir das T-Shirt.
Er gabt/gabe dir das T-Shirt.
❸ درست است که Perfect و Past Participle در انگلیسی از ریشۀ Perfekt و Partizip II آلمانی ساخته میشوند اما امروزه تفاوتهای معنایی زیادی دارند. Perfect انگلیسی معادل گذشتۀ نقلی فارسی است اما Perfekt آلمانی صرفاً گذشته برای کاربرد در گفتار است.
❹ ما به صورتی که در فارسی و انگلیسی میان انواع گذشته تمایز و تفاوت قائل میشویم و مدلهای مختلف ماضی داریم (ساده، نقلی، استمراری و…)، در آلمانی از این لحاظ کار سادهتری داریم، چراکه همۀ انواع گذشته برای ما در آلمانی یکسان است و یک مفهوم گذشته بیشتر وجود ندارد: گذشته! Perfekt و Präteritum را به هر مدلی از ماضی باتوجه به مفهوم صحبت و جمله میتوان معنی کرد. این دو صرفاً از لحاظ کاربردی متمایز هستند.
❺ هدف از نوشتن این متن، آموزش Perfekt یا Präteritum نبود؛ صرفاً بیان تفاوتهای کاربردی و ظاهری این دو بود.
منابع
1- Eraslan, S. (2020). “Temporal reference in spoken German: Tense distribution in FOLK corpus.” In Linguistic Vanguard, Walter de Gruyter.
2- Deppermann, Arnulf et al. (2016). „Das Forschungs- und Lehrkorpus Gesprochenes Deutsch (FOLK).“ Institut für Deutsche Sprache (IDS Mannheim).
آزمونک
Only registered users can take this test. Please log in.

