آیا آلمانی واقعاً آینده نداره؟
جواب چندان پیچیده نیست: توی آلمانی (مثل فارسی)، هر اتفاقی درحال رخ دادنه و یا صددرصد قراره رخ بده، به حال برمیگرده، حتی اگر منظور از جمله، رخ دادن فعل در آینده باشه. به این دو تا جمله دقت کنید: مثلاً وقتی میگیم «من آلمان زندگی میکنم.» منظورمون کاملاً مشخصه و مخاطب متوجه میشه که ما در زمان حال، یعنی همین حالا، درحال انجام فعل زندگی کردن در آلمان هستیم. از طرف دیگه وقتی بگیم «من یه روزی آلمان زندگی میکنم.» باز هم مخاطب متوجه منظور ما میشه که این فعل «زندگی کردن»، شاید در زمان حال درحال انجام نباشه اما حتماً اتفاق میوفته و تصمیم ما جدیه.
اون چیزی که دوست دارم توی این دو تا جمله بهش توجه کنید، اینه که صرف فعل هر دو، یکسانه! باوجود اینکه یکی به زمان حال و اون یکی به زمان آینده اشاره داره و تنها راه اینکه ما متوجه تفاوت زمانی این دو تا بشیم، یه قید زمانی مثل «یه روزی» هست. برخلاف تصور اما خبری از «فعل کمکی» برای ساخت آینده نیست. بنابراین بیراه هم نیست که بگیم صرف فعل زمان حال توی آلمانی با صرف فعل زمان آینده، یکسانه.
⇩ دقت کنیم
اساساً در هر زبانی، زمانی که فعلی صرف میشه، «من میرم، تو میری، اون میره و…» این یعنی اون فعل توسط کسی (من، تو، او و…) در حال انجام شدن و استفاده شدنه. بنابراین، زمانی که ما اینجا به این نتیجه رسیدیم که حتی اگر با اشاره به آینده (با کمک یک قید)، فعل صرف شده، این یعنی که فعل صددرصد یا درحال اتفاق افتادنه یا حتماً اتفاق میوفته.
Ich bleibe heute bei meiner Mutter.
من امروز پیش مادرم میمونم.
پس جملهای مثل جملۀ بالا که در اون فعل «ماندن – bleiben» صرف شده (استفاده شده)، داره این مفهوم رو میرسونه که یا این فعل همین حالا و در زمان حال درحال رخ دادنه یا صددرصد اتفاق میوفته (در آینده – مثلاً امروز عصر).
کجا از werden استفاده کنیم؟
حالا رسیدیم به قسمت جذاب ماجرا: یعنی آیندۀ ساده (Futur I) توی زبان آلمانی. قبل از اینکه بخوایم در مورد مفهوم یا کارکرد این مدل از بیان آینده توی آلمان صحبت کنیم، بیاید یک نکتۀ مهم رو که توی سطح A1 باهاش آشنا شدیم مرور کنیم:
⇩ دقت کنیم
اونطور که از ساختار هر زبانی و اساساً اسم ماجرا پیداست، «فعل کمکی»، زمانی برای کمک به انتقال منظور میاد که فاعل «درحال» انجام و صرف اون فعل اصلی نباشه! توی یه جملهای مثل «من مایلم برم.» که فعل کمکی «مایل بودن» به داد فعل اصلی «رفتن» رسیده، فاعل (من)، در حال انجام فعل «رفتن» نیست که بخواد یا بتونه صرفش کنه؛ بنابراین مجبور شدیم از فعل کمکی استفاده کنیم.
حالا برگردیم به صحبت خودمون: آیندۀ ساده یا همون Futur I به حالتی از زمان آینده گفته میشه که فاعل، قصد انجام کاری رو داره اما انجام اون کار (فعل) صددرصد نیست. مثل زمانی که من بگم «فردا مجید رو قراره ببینم.»؛ مخاطب من با شنیدن این جمله و مشخصاً با شنیدن فعل کمکی «قرار است (قراره)»، متوجه میشه که من و مجید برنامهای برای دیدن همدیگه داریم، احتمالاً این کار رو هم خواهیم کرد اما وقوع فعل، یعنی «دیدن»، صددرصد نیست و ما صرفاً از یک قصد، نیت یا برنامه داریم صحبت میکنیم.
و حالا که انجام فعل صددرصد نیست، فاعل توانایی صرف فعل رو هم از دست میده و برای بیان درست منظور، درست مثل فارسی، نیازمند یک فعل کمکی هست. ما از «خواستن»، یا «قرار است» استفاده میکنیم، در انگلیسی از «will» و در آلمانی «werden»؛ و مانند سایر فعلهای کمکی در آلمانی، فعل کمکی در کنار فاعل صرف شده و فعل اصلی که فاعل درحال انجام آن نیست، جایگاه خود را از دست داده و بهصورت مصدری (صرف نشده – استفاده نشده) به انتهای جمله میرود.
Ich werde heute bei meiner Mutter bleiben.
من قراره/میخوام امروز پیش مادرم میمونم.
Wann wirst du endlich umziehen?
بلأخره قراره/میخوای کِی اسبابکشی کنی؟
آیندۀ کامل، کمی پیچیدهتر است!
به این عنوان بالا خیلی توجه نکنید؛ اصلاً هم پیچیده نیست. همانطور که از اسمش پیداست، آیندۀ کامل (Futur II) هم توی فارسی و هم آلمانی، اشاره به زمانی در آینده داره که فعل کامل انجام شده. مثلاً زمانی که جملهای مثل «تا نیم ساعت دیگه این پیازا رو خورد کردم.» رو بیان میکنیم، داریم به آینده اشاره میکنیم و درواقع به زمان مشخصی که در اون، فعل انجام شده و به پایان رسیده. فاعل در این جملۀ نمونه، داره به کامل انجام شدن فعل «خرد کردن» در آیندهای مشخص (نیم ساعت دیگه) اشاره میکنه و اصلاً به همین خاطر هم هست که اسم این مدل آینده رو گذاشتیم «آیندۀ کامل».
برای بیان Futur II در هر زبانی (فارسی، انگلیسی و آلمانی)، یک اتفاق ویژه میوفته و اون اینه که ما با بیان چنین جملهای، انگار خودمون رو به آینده میبریم و از اون آینده به گذشته نگاه میکنیم. یعنی چی؟
بیاید به همون جملۀ نمونه برگردیم: «تا نیم ساعت دیگه این پیازا رو خورد کردهام.» درواقع گویندۀ این جمله، برای لحظهای به نیم ساعت آینده رفته (اگر الآن ساعت 12 هست، به ساعت 12:30 رفته) و در این ساعت (زمان) جدید، مشاهده کرده که فعل «خرد کردن» به صورت کامل «پیش» از این انجام شده و به اتمام رسیده است؛ چراکه گفته تا نیم ساعت دیگه… بنابراین در ساعت 12:30، زمانی که به گذشته نگاه کنیم، با تمام شدن و اتمام فعل مواجه میشویم.
به همین خاطر در هر سه زبان مورد اشاره، در آیندۀ کامل (Futur II)، ما با فعل زمان «گذشته» برخورد داریم ولو اینکه درمورد آینده صحبت میکنیم. (وقتی میگیم «انجام دادهام»، داریم ماضی نقلی استفاده میکنیم.)
باتوجه به توضیحات بالا و نکتهای که توی بخش قبلی دربارۀ کارکرد فعل کمکی درموردش یادآوری کردیم، برای ساخت Futur II در آلمانی، به دو فعل کمکی احتیاج داریم: 1- werden به عنوان فعل کمکی ساخت آینده، 2- فعلهای haben/sein بهعنوان فعلهای کمکی ساخت گذشتۀ گفتاری (Perfekt) و البته فعل سوم که کمکی نیست، خود فعل اصلی است که بهخاطر قرار گرفتن در گذشته، باید بهصورت Partizip II بیان شود.
منطق ترتیب این فعلها هم پیچیده نیست. اولاً مانند Perfekt، فعل کمکی haben/sein در جایگاه 2 کنار فاعل میایستد و فعل اصلی در قالب Partizip II به انتهای جمله میرود اما از آنجایی که این «جملۀ گذشته» ما در «آینده» رخ میدهد، بنابراین در مرحله بعدی فعل کمکی آینده (werden) در جایگاه 2 صرف شده و haben/sein را که کنار فاعل بودند، به انتهای جمله بهصورت مصدری (صرف نشده) میفرستد.
در واقع اتفاقی که میوفتد به این صورت است:
Ich hacke diese Zwiebeln.
در زمان حال هستیم. در مرحلۀ بعد به آینده میرویم و به گذشتۀ آن آینده نگاه میکنیم:
Ich habe diese Zwiebeln gehackt.
به زمان حال که برگردیم، این اتفاق قرار است در نیم ساعت «آینده» رخ بدهد. پس فعل کمکی آینده-ساز (werden) را به جمله اضافه میکنیم:
Ich werde diese Zwiebeln gehackt haben.
Bis du zurückkommst, werde ich das Essen gekocht haben.
تا تو برگردی، من (هم) غذا رو پختهام.
Bis morgen Abend werde ich die Übungsblätter korrigiert haben.
تا فردا شب این برگه-تمرینها رو تصحیح کردهام.
آزمونک
Only registered users can take this test. Please log in.

