کارت شانس آلمان؛ دری که برای ایرانی‌ها باز شده

اما بی‌برنامه واردش نشوید

در سال‌هایی که مهاجرت کاری به اروپا برای بسیاری از جوانان و متخصصان ایرانی به یکی از جدی‌ترین گزینه‌های زندگی تبدیل شده، آلمان با ابزار تازه‌ای وارد میدان شده است: «Chancenkarte» یا همان «کارت شانس». نامش ساده و حتی امیدوارکننده است، اما پشت این نام، یکی از مهم‌ترین تغییرات قانون مهاجرت کاری آلمان قرار دارد؛ تغییری که می‌تواند برای بخشی از ایرانی‌ها مسیر ورود به بازار کار آلمان را کوتاه‌تر کند، به شرط آنکه واقعیت‌های حقوقی، مالی و اجرایی آن درست فهمیده شود.

کارت شانس از ژوئن ۲۰۲۴ وارد قانون اقامت آلمان شد. ایده اصلی آن این است که افراد واجد شرایط از کشورهای خارج از اتحادیه اروپا بتوانند بدون داشتن قرارداد کار قطعی، وارد آلمان شوند و در داخل این کشور به دنبال کار مناسب بگردند. این نکته برای متقاضیان ایرانی بسیار مهم است، چون در بسیاری از مسیرهای کاری آلمان، داشتن پیشنهاد شغلی، تایید کارفرما، بررسی اداره کار و مدارک کامل شناسایی حرفه‌ای از همان ابتدا لازم بود. کارت شانس قرار است این روند را برای گروهی از متقاضیان منعطف‌تر کند.

اما این کارت، ویزای توریستی با اجازه جست‌وجوی کار نیست؛ یک عنوان اقامتی مشخص برای جست‌وجوی کار یا پیگیری اقدامات مربوط به شناسایی مدرک حرفه‌ای است. دارنده آن معمولا تا یک سال فرصت دارد در آلمان بماند، با کارفرماها دیدار کند، در مصاحبه‌ها شرکت کند، شبکه‌سازی کند و برای تبدیل اقامت خود به اقامت کاری اقدام کند. در این مدت، کار پاره‌وقت تا سقف ۲۰ ساعت در هفته و کار آزمایشی کوتاه‌مدت نزد کارفرماها نیز ممکن است؛ اما هدف نهایی همچنان پیدا کردن کار واجد شرایط و گرفتن اقامت بعدی است.

راه دریافت کارت شانس دو مسیر اصلی دارد. مسیر اول برای کسانی است که از نظر آلمان «نیروی متخصص» محسوب می‌شوند؛ یعنی مدرک دانشگاهی یا حرفه‌ای آن‌ها در آلمان به‌طور کامل معادل‌سازی یا شناسایی شده است. این گروه، اگر شرایط مالی و عمومی را داشته باشند، معمولا نیازی به ورود به سیستم امتیازدهی ندارند. مسیر دوم، مسیر امتیازی است؛ مسیری که برای بسیاری از ایرانی‌ها اهمیت بیشتری دارد. در این مسیر، متقاضی باید حداقل شش امتیاز به دست آورد و هم‌زمان چند شرط پایه را هم اثبات کند.

شرط پایه اول، داشتن مدرک معتبر است: یا مدرک دانشگاهی که در کشور محل اخذ، یعنی مثلا ایران، رسمی و شناخته‌شده باشد، یا مدرک آموزش حرفه‌ای که دست‌کم دو سال طول کشیده و در همان کشور به رسمیت شناخته شده باشد. برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ایرانی، بررسی anabin اهمیت زیادی دارد؛ چون آلمان باید بتواند بفهمد دانشگاه و عنوان مدرک تا چه حد قابل مقایسه با نظام آموزشی آلمان است. اگر وضعیت دانشگاه یا رشته در anabin روشن نباشد، معمولا ارزیابی ZAB یا همان Statement of Comparability مطرح می‌شود. برای مدارک فنی‌وحرفه‌ای و غیردانشگاهی نیز مسیر جداگانه‌ای به نام DAB وجود دارد.

شرط پایه دوم، زبان است. در مسیر امتیازی، متقاضی باید حداقل آلمانی A1 یا انگلیسی B2 ارائه کند. این حداقل قانونی است، نه نسخه موفقیت در بازار کار. واقعیت بازار آلمان، به‌ویژه برای ایرانی‌ها، این است که صرف داشتن انگلیسی B2 ممکن است برای ورود حقوقی کافی باشد، اما برای پیدا کردن کار در بسیاری از حوزه‌ها، آلمانی تعیین‌کننده است. در حوزه‌هایی مثل پرستاری، آموزش، خدمات، فروش، اداری، فنی‌وحرفه‌ای، مراقبت، هتل‌داری و حتی بسیاری از شرکت‌های متوسط آلمانی، بدون آلمانی خوب، شانس واقعی فرد کاهش پیدا می‌کند. در IT، مهندسی و برخی استارتاپ‌ها انگلیسی می‌تواند کمک بزرگی باشد، اما حتی آنجا هم آلمانی یک مزیت رقابتی جدی است.

در سیستم امتیازدهی، متقاضی باید به شش امتیاز برسد. امتیازها از چند مسیر به دست می‌آیند: شناسایی نسبی مدرک، سابقه کار مرتبط، سطح زبان آلمانی، سطح بالای انگلیسی، سن، سابقه اقامت قانونی قبلی در آلمان، قرار گرفتن رشته یا حرفه در حوزه‌های کمبود نیرو، و حتی در بعضی موارد توان بالقوه همسر یا شریک زندگی در صورت درخواست هم‌زمان. به زبان ساده، یک متقاضی ایرانی جوان، دارای مدرک رسمی، سابقه کاری مرتبط، زبان آلمانی حداقل A2 یا B1 و ترجیحا حوزه شغلی مورد نیاز آلمان، شانس بهتری برای عبور از این مرحله دارد.

مسئله مالی، نقطه‌ای است که بسیاری از پرونده‌ها در آن دچار مشکل می‌شوند. کارت شانس بر این فرض بنا شده که فرد در مدت جست‌وجوی کار، هزینه زندگی خود را از دولت آلمان نمی‌گیرد. بنابراین باید توانایی مالی خود را نشان دهد. در سال ۲۰۲۶، معیار اعلام‌شده برای تامین هزینه زندگی در این مسیر ۱,۰۹۱ یورو خالص در ماه است. این مبلغ می‌تواند از طریق حساب مسدودشده، تعهدنامه رسمی مالی از سوی فردی در آلمان، یا در مواردی از طریق قرارداد کار پاره‌وقت قابل قبول اثبات شود. برای ایرانی‌ها، به دلیل محدودیت‌های بانکی و مشکلات انتقال پول، همین بخش باید زودتر از همه برنامه‌ریزی شود. هیچ‌کس نباید بدون بررسی دقیق مسیر افتتاح حساب مسدودشده، بیمه، هزینه ترجمه، تایید مدارک و هزینه چند ماه زندگی در آلمان وارد این مسیر شود.

اینجا نقش سایت‌هایی مانند chancenkarte.com پررنگ می‌شود. این سایت اطلاعات زیادی درباره کارت شانس، محاسبه امتیاز، حساب مسدودشده، بیمه، مشاوره حقوقی و آماده‌سازی درخواست ارائه می‌دهد. مزیت چنین سایت‌هایی این است که زبان پیچیده قانون را ساده‌تر می‌کنند و متقاضی را با تصویر کلی مسیر آشنا می‌سازند. اما نکته مهم این است که chancenkarte.com یک پورتال دولتی نیست؛ خودش هم می‌گوید پورتال مستقل اطلاعاتی است. بنابراین استفاده از آن برای آشنایی، محاسبه اولیه و آماده‌سازی ذهنی مفید است، اما ملاک نهایی باید منابع رسمی دولت آلمان، سفارت آلمان، Auswärtiges Amt و Make it in Germany باشد.

برای ایرانی‌ها، تفاوت مهم دیگر، مسیر عملی درخواست ویزاست. شهروندان ایرانی برای اقامت بیش از ۹۰ روز در آلمان به ویزای ملی نیاز دارند و در حالت عادی، مرجع رسیدگی برای کسانی که اقامت معمولشان در ایران است، سفارت آلمان در تهران است. اما در زمان نگارش این مقاله، سفارت آلمان در تهران با محدودیت جدی فعالیت روبه‌روست و بخش ویزا به شکل عادی کار نمی‌کند. طبق اطلاعیه‌های رسمی، خدمات ویزا و TLScontact در ایران فقط به‌صورت محدود و در برخی گروه‌ها از سر گرفته شده و سفارت صراحتا از متقاضیان خواسته است خودسرانه به کشورهای همسایه نروند، چون اگر مرجع رسیدگی آن‌ها تهران باشد، درخواستشان در کشور دیگر ممکن است پذیرفته نشود. این نکته برای متقاضیان کارت شانس حیاتی است: فرصت قانونی وجود دارد، اما مسیر اجرایی برای ایرانی‌های داخل ایران ممکن است با تاخیر، توقف یا محدودیت روبه‌رو باشد.

از منظر بازار کار، کارت شانس برای همه مناسب نیست. کسی که فقط می‌خواهد «به هر شکلی وارد آلمان شود»، نباید این مسیر را با مسیر توریستی یا پناهندگی اشتباه بگیرد. کارت شانس برای کسی طراحی شده که مدرک، سابقه، زبان، توان مالی و برنامه شغلی دارد. متقاضی باید از قبل بداند در کدام شهرها و شرکت‌ها دنبال کار خواهد بود، رزومه و کاورلتر آلمانی یا انگلیسی حرفه‌ای آماده کند، مدارک خود را ترجمه و در صورت نیاز تایید کند، پروفایل لینکدین و پورتال‌های کاری آلمان را فعال کند و از همان ایران با کارفرماها ارتباط بگیرد. ورود به آلمان بدون برنامه شغلی، فقط هزینه را بالا می‌برد و زمان یک‌ساله را می‌سوزاند.

مشاغلی که برای ایرانی‌ها می‌توانند شانس بیشتری داشته باشند، بسته به زبان و مدرک متفاوت‌اند. فارغ‌التحصیلان IT، مهندسی، برق، مکانیک، داده، هوش مصنوعی، پرستاری، مراقبت سالمندان، آموزش، مشاغل فنی، ساخت‌وساز، حمل‌ونقل، هتل‌داری و برخی رشته‌های سلامت می‌توانند بالقوه مخاطبان این مسیر باشند. با این حال، در مشاغل تنظیم‌شده مثل پزشکی، پرستاری، داروسازی یا آموزش رسمی، شناسایی مدرک و مجوز حرفه‌ای همچنان تعیین‌کننده است و کارت شانس به‌تنهایی اجازه کار تخصصی کامل ایجاد نمی‌کند.

آمارهای سال اول اجرای این طرح نشان می‌دهد که کارت شانس هنوز در حال جا افتادن است. هزاران ویزا صادر شده و اتباع بیش از صد کشور در آمارها دیده می‌شوند. ایران نیز در میان کشورهایی بوده که متقاضیان آن در آمار کارت شانس ثبت شده‌اند، هرچند تعداد ایرانی‌ها در مقایسه با کشورهایی مانند هند، چین، پاکستان، روسیه و ترکیه کمتر بوده است. این یعنی مسیر برای ایرانی‌ها بسته نیست، اما رقابت جدی است و آمادگی حرفه‌ای اهمیت زیادی دارد.

نکته مهم اینجاست: کارت شانس، «شانس» را تضمین نمی‌کند؛ فقط امکان حضور قانونی و فعال در بازار کار آلمان را فراهم می‌کند. این کارت نه تضمین شغل است، نه تضمین اقامت دائم، نه راهی برای دور زدن قوانین شناسایی مدرک. اما برای فردی که برنامه دارد، زبان می‌خواند، مدرک و سابقه‌اش را مستند کرده، بازار کار آلمان را می‌شناسد و از نظر مالی آماده است، می‌تواند پلی واقعی به اقامت کاری باشد.

برای مخاطب ایرانی، بهترین استفاده از این فرصت آن است که از هیجان فاصله بگیرد و وارد فاز پرونده‌سازی دقیق شود: اول امتیاز خود را محاسبه کند، بعد وضعیت مدرک را در anabin یا ZAB روشن کند، سپس زبان را به سطح قابل ارائه برساند، مدارک کاری و بیمه‌ای و سوابق شغلی را مستند کند، توان مالی را بسنجند و نهایتا وضعیت وقت‌دهی سفارت را پیگیری کند. آلمان درهای تازه‌ای باز کرده، اما این درها برای کسانی باز می‌مانند که با پرونده کامل، زبان بهتر و برنامه روشن وارد می‌شوند.

امتیاز شما به این نوشته:
(میانگین: 0)